برق قدرت

پيچيدگي‌هاي مغز انسان؛

پيچيدگي‌هاي مغز انسان؛ كدام تصوير يك مرد و كداميك زن؟!

پيچيدگي‌هاي مغز انسان؛ كدام تصوير يك مرد و كداميك زن؟!


همه جاي مغز  همه كارهاي آن جالب و شگفت‌آور است. اصلا همين‌كه مغز ما عملكرد خود را مي‌خواهد بفهمد خودش داستاني بس در خور تامل است. ولي امروز راجع به آن قسمت از مغز كه به پردازش سيگنال‌هاي بينايي مربوط است، مي‌خواهم بپردازم.
پيشتر از اين در پست‌هاي مربوط به حافظه نوشته بودم كه اينكه ما خيلي سريع مي‌توانيم عمل كنيم ناشي از اين است كه در هر لحظه همه اطلاعات دريافتي بينايي پردازش نمي‌شود بلكه فقط تغييرات است كه مورد توجه و پردازش قرار مي‌گيرند. به همين دليل هم وقتي ما به دنبال دوستي در ميان يك جمعيت مي‌گرديم مغز اطلاعات دريافتي توسط چشم را فقط با آن پارامترهاي تعيين كننده ثبت شده در حافظه در مورد چهره دوست ما مقايسه مي‌كند و اگر يكي نبودند به دورش مي‌اندازد. براي همين است كه با وجوديكه دوست ما ممكن است كه موهايش را كوتاه كرده باشد و يا تيپ لباسش عوض شده باشد باز هم چهره‌اش در ميان يك جمعيت هم قابل شناسايي است.  بنابراين براي محققين فهميدن مكانيزم “ديدن” هميشه سئوال بوده است.
براي بهتر فهميدن و همچنين تست كردن فرضيه‌هايي در مورد مكانيزم “ديدن” هر ساله مسابقه‌اي در ايجاد “خطاي بينايي” برگزار مي‌شود. با هم به چندتايي از عكس‌هاي برتر خطاي ديد نگاهي بيندازيم.
عكس زير را دكتر ريچارد راسل، روانشناس دانشگاه هاروارد درست كرده است كه برنده جايزه سوم مسابقه امسالشده است. به نظر شما كدام عكس مرد و كدام زن است؟

 

 
هر دو عكس در واقع يكي هستند ولي دست راستي به نظر مرد مي‌آيد و دست چپي زن. دكتر راسل با ايجاد اين خطاي ديد در واقع مي‌خواهد بگويد كه كانتراست يك نكته كليدي براي مغز است كه تصميم بگيرد كه جنسيت چهره چيست: كانتراست پايين با جنيست مرد و كانتراست بالا با جنسيت زن مرتبط است. شايد به همين دليل است كه زن‌ها غالبا با استفاده از لوازم آرايشي به كانتراست چهره خود اضافه مي‌كنند.
عكس‌هاي زير را نگاه كنيد. عكس پاييني دست چپ عكس طبيعي و نرمال مارگرت تاچر است. حال به عكس‌هاي ديگر نگاه كنيد و ببيند كه چه فرقي كرده‌اند و چه تاثيري را بر بيننده مي‌گذارند.
 


خالق اين عكس‌ها پيتر تامسن استاد دانشگاه يورك است كه نكته مهمي را در مورد پردازش چهره توسط مغز در سال 1980 كشف كرد. در آن زمان دانشمندان مي‌دانستند كه شناسايي چهره‌هاي وارونه (مثل عكس بالايي چپ) مشكل است ولي آن را اينطور توجيه مي‌كردند كه مغز ما هميشه چهره‌ها را در دنياي واقعي از بالا به پايين مي‌بيند (يعني كه اول پيشاني است بعد بيني بعد دهان و غيره) و در نتيجه عملكرد نرون‌هاي مغز در آن جهت بهينه شده است. اين توضيح تا قسمتي درست است اما كامل نيست. آزمايش عكس تاچر  نشان مي‌دهد كه مغز اينطور نيست كه فقط كل يك چهره را به تمامي به حافظه بسپارد بلكه جزئياتي  مثل چشم، بيني، و دهان را تك تك به خاطر مي‌سپارد. عكس‌هاي بالا همه يكسانند ولي عكس‌هاي رديف بالا وارونه‌ي عكس‌هاي رديف  پايين هستند. اما عكس رديف پايين سمت راست را با عكس نرمال مارگرت تاچر (پايين دست چپ) مقايسه كنيد. كل صورت همچنان در جهت درست است ولي تك تك چشم‌ها و دهان فقط وارونه شده‌اند كه در نتيجه آن چهره وحشتناك را توليد كرده‌اند. حالا عكس رديف بالا دست راست را نگاه كنيد. صورت وارونه است ولي چشم‌ها و دهان در حالت معمول بالا به پايين قرار دارند و به همين دليل شناسايي مارگرت تاچر در آن عكس سخت نيست و عكس مثل عكس پاييني‌اش وحشتناك هم نيست. بعد از اين كشف نوروساينتيست‌هاي هاروارد نشان دادند كه بعضي از نرون‌ها هستند كه صرفا  به تشخيص اجزاء مثل دهان و يا چشم   اختصاص دارندكه در واقع تاييدي بر فرضيه دكتر تامسن بود. 
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۱ساعت 1:17  توسط مرتضی شهبازی  |